مردی که روبروی تو سیگار می کشد»
در فکر گفتگوی تو سیگار می کشد

وقتی که می روی و دلش تنگ می شود
بی شک به جستجوی تو سیگار می کشد

این بار بی تو فاصله ها را نمی دود
در سوگ آرزوی تو سیگار می کشد

زخمی تر از همیشه؛نگاهش به دست توست
در وصف داروی تو سیگار می کشد

وقت نماز شد و او مثل روز قبل
همراه با وضوی تو سیگار می کشد

وقتی نفس زنان به کنار تو می رسد
با عطر رنگ و بوی تو سیگار می کشد

هرگز سخن نگفت و سکوتش ترانه شد
آهنگساز روی تو سیگار می کشد

آهسته عکس تو را در بغل گرفت و بعد
با بوسه بر گلوی تو سیگار می کشد

لب را نمی گشاید و رسوا نمی کند
«در حفظ آبروی تو سیگار می کشد»