آمدم تا مست و مدهوشت کنم ، اما نشد
عاشقانه تکیه بر دوشت کنم ، اما نشد

آمدم تا از سر دلتنگی و دلواپسی
گریه تلخی در آغوشت کنم ، اما نشد

آرزو کردم که یک شب در سراب زندگی
...چون شراب کهنه ای نوشت کنم ، اما نشد

نازنینم یاد ِ تو هرگز نرفت از خاطرم
آمدم تا این سخن آویزه گوشت کنم ، اما نشد