کاروو
شب است و ماه مي رقصد
ستاره نور می پاشد
نسیم پونه ها
عطر شقایق ها ز لب های هوس آلود
زنبق بوسه می گیرد ،
خداوندا تو در قرآن جاویدت
به انسان وعده ها دادی
تو می گفتی که دوزخ منزل آنهاست ،
من اما دیده ام نامرد ِ نامردی
که با خون رگ مردان عالم
کاخ می سازد ،
تو می گفتی اگر اهریمن شهوت
بر انسان حکمفرما شد
من آن را با صلیب خشم خود
مصلوب می سازم ،
من اما دیده ام
چشمان شهوت ناک فرزندی
که بر اندام لخت مادرش
دردانه می پایید،
تو بر لعن و نفرینت
اگر مردانگی اینست
به نامردی نامردان قسم
نامرد نامردم اگر دستی به قرآنت بیالایم،
خدایا تو بوسیده ای هیچ گاه
لب سرخ فام زنی مست را
ز وسواس لرزیده دندان تو
به پستان کالش زدی دست را
دریغا تو احساس اگر داشتی
دلت را چون من مفت می باختی ،
برای خود ای ایزد بی خدا
شبی در کنج میخانه
گرفتم تیغ بر دستم
که خالقم ! ربم !
تو می دانی که من مستم
تو می دانی که می دانم
چه ها کردی ، ستم کردی ، جفا کردی ، خطا کردی
که در شط فرات با مریم زیبا زنا کردی
که عیسی ات پدید آمد ،
تو فرعون را خدا کردی
نهادی در تیغ ظالم و بر مظلوم جفا کردی
سپس رفتی و آن بالا و خود را خدا کردی
بیا پایین ...
که دیگر جایی آن بالا نداری
کسی را با تو کاری نیست
خداوندا ! اگر در عالم مستی
خطایی از من ِ گم کرده ره دیدی
ببخشم ، مست بودم ، نفهمیدم ، خطا کردم .
ستاره نور می پاشد
نسیم پونه ها
عطر شقایق ها ز لب های هوس آلود
زنبق بوسه می گیرد ،
خداوندا تو در قرآن جاویدت
به انسان وعده ها دادی
تو می گفتی که دوزخ منزل آنهاست ،
من اما دیده ام نامرد ِ نامردی
که با خون رگ مردان عالم
کاخ می سازد ،
تو می گفتی اگر اهریمن شهوت
بر انسان حکمفرما شد
من آن را با صلیب خشم خود
مصلوب می سازم ،
من اما دیده ام
چشمان شهوت ناک فرزندی
که بر اندام لخت مادرش
دردانه می پایید،
تو بر لعن و نفرینت
اگر مردانگی اینست
به نامردی نامردان قسم
نامرد نامردم اگر دستی به قرآنت بیالایم،
خدایا تو بوسیده ای هیچ گاه
لب سرخ فام زنی مست را
ز وسواس لرزیده دندان تو
به پستان کالش زدی دست را
دریغا تو احساس اگر داشتی
دلت را چون من مفت می باختی ،
برای خود ای ایزد بی خدا
شبی در کنج میخانه
گرفتم تیغ بر دستم
که خالقم ! ربم !
تو می دانی که من مستم
تو می دانی که می دانم
چه ها کردی ، ستم کردی ، جفا کردی ، خطا کردی
که در شط فرات با مریم زیبا زنا کردی
که عیسی ات پدید آمد ،
تو فرعون را خدا کردی
نهادی در تیغ ظالم و بر مظلوم جفا کردی
سپس رفتی و آن بالا و خود را خدا کردی
بیا پایین ...
که دیگر جایی آن بالا نداری
کسی را با تو کاری نیست
خداوندا ! اگر در عالم مستی
خطایی از من ِ گم کرده ره دیدی
ببخشم ، مست بودم ، نفهمیدم ، خطا کردم .
[ 90/07/08 ] [ 12 ] [ حالا هرکی ]
[
]

