شعر
کارو و..... 
شب است و ماه مي رقصد

ستاره نور می پاشد

نسیم پونه ها

عطر شقایق ها ز لب های هوس آلود

زنبق بوسه می گیرد ،

خداوندا تو در قرآن جاویدت

به انسان وعده ها دادی

تو می گفتی که دوزخ منزل آنهاست ،

من اما دیده ام نامرد ِ نامردی

که با خون رگ مردان عالم

کاخ می سازد ،

تو می گفتی اگر اهریمن شهوت

بر انسان حکمفرما شد

من آن را با صلیب خشم خود

مصلوب می سازم ،

من اما دیده ام

چشمان شهوت ناک فرزندی

که بر اندام لخت مادرش

دردانه می پایید،

تو بر لعن و نفرینت

اگر مردانگی اینست

به نامردی نامردان قسم

نامرد نامردم اگر دستی به قرآنت بیالایم،

خدایا تو بوسیده ای هیچ گاه

لب سرخ فام زنی مست را

ز وسواس لرزیده دندان تو

به پستان کالش زدی دست را

دریغا تو احساس اگر داشتی

دلت را چون من مفت می باختی ،

برای خود ای ایزد بی خدا

شبی در کنج میخانه

گرفتم تیغ بر دستم

که خالقم ! ربم !

تو می دانی که من مستم

تو می دانی که می دانم

چه ها کردی ، ستم کردی ، جفا کردی ، خطا کردی

که در شط فرات با مریم زیبا زنا کردی

که عیسی ات پدید آمد ،

تو فرعون را خدا کردی

نهادی در تیغ ظالم و بر مظلوم جفا کردی

سپس رفتی و آن بالا و خود را خدا کردی

بیا پایین ...

که دیگر جایی آن بالا نداری

کسی را با تو کاری نیست

خداوندا ! اگر در عالم مستی

خطایی از من ِ گم کرده ره دیدی

ببخشم ، مست بودم ، نفهمیدم ، خطا کردم .

[ 90/07/08 ] [ 12 ] [ حالا هرکی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

خوشا آنان که در گهواره مردند
که بویی از غم دنیا نبردند...
امکانات وب