تبليغاتX
شعر
شعر
کارو و..... 
قالب وبلاگ

این سایت بعد از ثبت نام شما به نسبت نوع گوشی ام پی تری و یا ال سی دی
که انتخاب کرده باشید از شما میخواهد که تعدادی را به عضویت این سایت در
بیاورید وبعد از تکمیل شدن تعداد اعضا حداکثر پس از سه هفته هدیه مورد
نظر شما رو برایتان ارسال میکند به هر جای دنیا که باشد!
و از مجوز داشتن این سایت همین بس که تا حالا فیلتر نشده!
شوخی کردم ولی اسن سایت از حمایت شرکت های بزرگی مثل سامسونگ موتورولا
اپل نوکیا سونی اریکسون ال جی و فیس بوک و تویتر و ....برخوردار است و
به صورت کاملا دقیق از ایران پشتیبانی میکند و هیچ هزینه ای برای ارسال
هدایا نمی گیرد!
این آدرس رو توی آدرس بار بروزرتون وارد کنید و تو این سایت ثبت نام
کنید امتحانش مجانیه!

میتونید رو عکس هم کلیک کنید فقط یادتون باشه وقتی صفحه باز میشه خودش قسمت ثبت نامش معلومه و لازم نیست جای دیگه برین و فرم ثبت نام همون جا هستش!



در ضمن یه چیزی یادم نره اون هم این که سایت تازگی ها مشکل پیدا کرده و به صورت اوتومات ثبت نمیشه چون که
Referral ID

اون اتومات نیست و باید جداگانه ثبت شه اگه خودش موقع ثبت نام اومد که فبحا اگه نه این رو بزارید:

92632513
اگر هم ثبت شد به یاد داشته باشید که باید از طریق ایمیل وارده خودتون رو ثبت کنید و بعد خودش ID رو میده ولی اگه نداد همون بالایی که ID منه رو بزارید.
[ 90/12/13 ] [ 23 ] [ حالا هرکی ] [ ]

[ 90/02/31 ] [ 23 ] [ حالا هرکی ] [ ]
در ان بستر که میگردد نفس در سینه ها خاموش

نمیخاهم که مادر  سختی جان کندم بیند 

نمیخاهم  پدر بر هم نهد چمان بازم را

ولی مادر اگر روزی رفیقی با مرام

دنبال من امد و پرسید که فلانی کو

بگو در بستر تنهای و ذلت جان داد

ولی تا لحظه اخر چنین میگفت 

"♥♥رفیقانم عزیزانم"♥♥

[ 91/02/16 ] [ 13 ] [ حالا هرکی ] [ ]
ای فلک گر من نمیزادی اجاقت کور بود؟

من خود راضی به این خلقت نبودم زور بود؟

من که باشم یا نباشم کار دنیا لنگ نیست؟

من بمیرم یا بمانم که کسی دلتنگ نیست!!!!

[ 91/01/25 ] [ 1 ] [ حالا هرکی ] [ ]
بره های این حوالی گرگ ها را می درند
ماهی های شهر ما از کوسه ها هم وحشی ترند
زاغ های بی صفت جای کبوتر می پرند
زنده ها هم آبروی مرده ها را می برند.

[ 91/01/15 ] [ 22 ] [ حالا هرکی ] [ ]
خوش به حالت فاحشه...!!


از همان ابتدا می دانی از تو چه می خواهند،


خوش به حالت که کسی


تو را با حرفهای عاشقانه خام نمی کند،


خوش به حالت که می دانی


آدم های کنارت لحظه ای هستند و با طلوع خورشید


ترکت می کنند...


خوش به حالت که هیچ گاه انتظارشان را نمی کشی و


می دانی برای


شب دیگرشان فاحشه ی دیگر را در آغوش دارند.


من فاحشه نیستم،هیچ کدام از اینها را نمی دانستم


شاید برای همین


معشوق من هم در آغوش تو می خوابد...!
 
[ 91/01/01 ] [ 12 ] [ حالا هرکی ] [ ]
میدانستم عاشق بارانی ،


آنقدر اشک ریختم تا خورشید بتابد بر روی سیل اشکهایم ،


تا اشکهایم ابر شود و باران ببارد


این اشکهای من است که بر روی تو میبارد


آسمان با دیدن چشمهای من می نالد


عشق همین است و راه آن نفسگیر


باز هم میخواهم عشق را با تمام دردهایش،


دردهایی که درد نیست چون دوایش تویی


خیالی نیست دلتنگی ها و بی قراری هایش، چون چاره اش تویی


عزیز من تویی، در راز و نیازهایم تنها تویی


با تو بودن یعنی همین ،


یعنی من عاشقم بیشتر از تمام عشقهای روی زمین


عزیزم خیلی دوستت دارم ، تنها همین احساس است که در دل دارم


این کلام جاودانه را از من بپذیر ، در روزی که قلبم درونش غوغاست ،


این احساس صادقانه را از من بپذیر ، در روزی که حال من حال خودم


نیست
[ 90/12/22 ] [ 22 ] [ حالا هرکی ] [ ]
فکـــر نکـــن عـــادت میکنـــم بـــه نبـــودنـــت٫ نــه ...!
هــــر شـــب نبــــودنــــت را در دفـــتـــر تــنــهـــاییم خـــط مـــی زنـــم ،
تـــا بیـــایـــی و بـــدانــی دل یکپـــــــــا دارد !

[ 90/12/12 ] [ 20 ] [ حالا هرکی ] [ ]

 دانلود ادامه مطلب 




ادامه مطلب
[ 90/10/16 ] [ 11 ] [ حالا هرکی ] [ ]
شب است و ماه مي رقصد

ستاره نور می پاشد

نسیم پونه ها

عطر شقایق ها ز لب های هوس آلود

زنبق بوسه می گیرد ،

خداوندا تو در قرآن جاویدت

به انسان وعده ها دادی

تو می گفتی که دوزخ منزل آنهاست ،

من اما دیده ام نامرد ِ نامردی

که با خون رگ مردان عالم

کاخ می سازد ،

تو می گفتی اگر اهریمن شهوت

بر انسان حکمفرما شد

من آن را با صلیب خشم خود

مصلوب می سازم ،

من اما دیده ام

چشمان شهوت ناک فرزندی

که بر اندام لخت مادرش

دردانه می پایید،

تو بر لعن و نفرینت

اگر مردانگی اینست

به نامردی نامردان قسم

نامرد نامردم اگر دستی به قرآنت بیالایم،

خدایا تو بوسیده ای هیچ گاه

لب سرخ فام زنی مست را

ز وسواس لرزیده دندان تو

به پستان کالش زدی دست را

دریغا تو احساس اگر داشتی

دلت را چون من مفت می باختی ،

برای خود ای ایزد بی خدا

شبی در کنج میخانه

گرفتم تیغ بر دستم

که خالقم ! ربم !

تو می دانی که من مستم

تو می دانی که می دانم

چه ها کردی ، ستم کردی ، جفا کردی ، خطا کردی

که در شط فرات با مریم زیبا زنا کردی

که عیسی ات پدید آمد ،

تو فرعون را خدا کردی

نهادی در تیغ ظالم و بر مظلوم جفا کردی

سپس رفتی و آن بالا و خود را خدا کردی

بیا پایین ...

که دیگر جایی آن بالا نداری

کسی را با تو کاری نیست

خداوندا ! اگر در عالم مستی

خطایی از من ِ گم کرده ره دیدی

ببخشم ، مست بودم ، نفهمیدم ، خطا کردم .

[ 90/07/08 ] [ 12 ] [ حالا هرکی ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ